پر از فریادم،پراز ناگفته های دل!

پر از بغضهای نشکسته ای که بروی سقف قلبم آوارند!

دلم میخواهد دلتنگی هایم را فریاد زنم

اما کو محرمی که تاب شکوه های دلم را داشته باشد؟

کو سنگ صبوری که دردهایم را طاقت آورد؟ پس ناچار به سکوتم!

سکوتی که گاه و بیگاه با آه های جانسوزم میشکندو بس!

 

ببخش دل من؛ جواب دردهایت خاموشیست

و پاسخ فریاد هایت سکوت....



تاريخ : ٢٦ امرداد ۱۳٩٤ | ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

تقدیری سراسر خیر، برکت،

خرسندی، سلامت،

خوشبختی، سعادت دنیا و آخرت،

توشه شب قدرتان باد

در لیالی قدر

این حقیر را ازدعای خیرخویش فراموش نکنید.التماس دعا



تاريخ : ٢٥ تیر ۱۳٩۳ | ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

چشامو وقتی تو بهشون نگاه میکنی دوست دارم،

اسممو وقتی دوست دارم که تو صداش میکنی،

قلبمو وقتی دوست دارم که تو دوسش داشته باشی،

زندگیم رو وقتی دوست دارم که تو توش هستی . . .



تاريخ : ٢٥ تیر ۱۳٩۳ | ٦:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

بیشترین ضربه رو بهترین آدمها میخورند

 

واسه خوبی هاتون حد بزارید !!!



تاريخ : ٢٥ بهمن ۱۳٩٢ | ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

برای رسیدن به تو

پا پیش گذاشتم

خــودم را قسمـت کــردم

تو را سهم تمام رویاهایم کردم

انصــاف نبــود

تو که میدانستی با چه اشتیاقی

خــودم را قسمـت میکنـم 

پس چرا؟

زودتـر از تکـه تکـه شدنـم

جوابــم نکــردی

خیلـی دیـر بـود

خیلـی دیـــــــــر ....



تاريخ : ٧ آذر ۱۳٩٢ | ٦:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

به یاد دوران ابتدایی

باز بـــاران با ترانــــــــه، با گــوهــرهـای فراوان

مـی خورد بر بام خانــه، یــــادم آرد روز بــــاران

گــردش یک روز دیــرین، خــــوب و شیــــــــرین

توی جنگل های گیلان، کودکی ده ساله بودم

شــــــاد و خـــــــــــــرم، نــــــــــرم و نــــــــازک

چســــــــت و چــــابک، با دو پــــای کــــودکانه

مــی دویدم همچو آهـو، مـــی پریدم ازلب جوی

دور مـی گشتم ز خانه، مـــــی شنیدم از پرنده

داستان هـــــای نهانی، از لــب بــاد وزنــــــــده

رازهــــــــای زندگانـــی، بس گــــــوارا بـود باران

وه چــــه زیبا بود باران، اندر این گـــوهر فشانی

رازهـــــای جاودانـــی،  پندهـــــای آســـمانـی

بشنو از من کودک من، پیش چشـم مـــرد فردا

زندگانـــی خــواه تیــــره، خــــــــواه روشــــــن

هست زیبـــــــــــــــا

 هست زیبـــــــا

 هست زیبا



تاريخ : ۳٠ شهریور ۱۳٩٢ | ٧:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

من ندیدم خوش‌تر از جادوی تو،

ای سکوت ای مادر فریادها

گم شدم در این هیاهو گم شدم،

تو کجایی تا بگیری داد من؟

گر سکوت خویش را می‌داشتم،

زندگی پر بود از فریاد من!




تاريخ : ۱٩ شهریور ۱۳٩٢ | ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

  

گاهی تصور میکنم سکوت نیز

 چه آرام فریاد می زند

ای سکوت خفته ی من

فریادت

به گوشهای بیدار خواهد رسید

پس نا امید مباش و

 آرام

فریاد بزن...

  

آرام فریاد بزن... 



تاريخ : ۱٠ امرداد ۱۳٩٢ | ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.