روستای رباطمراد

ROBATMORAD

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

اگر برده‏ی عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی

اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی

اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند،
دوری کنی . .. .،

تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر هنگامی که با شغلت،‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
که حداقل یک بار در تمام زندگی‏ات
ورای مصلحت‌اندیشی بروی . . .
-
امروز زندگی را آغاز کن
!
امروز مخاطره کن
!

امروز کاری کن
!
نگذار که به آرامی بمیری
!
شادی را فراموش نکن!

(ترجمه از احمد شاملو)

نوشته شده در شنبه ۱۳۸٩/۸/٢٩ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ توسط رضا نظرات ()

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم
تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید…

چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..!
دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود:

سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت)

دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..
آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد..و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم…

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸٩/٥/٢٧ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ توسط رضا نظرات ()

 

رازهای شخصیتی شما از زبان گلهای تولدتان

 ماه و روز تولدتان از گلهایی سخن می‌‌گویند که می‌‌توانند برخی نکات ریز شخصیتی شما را آشکار سازند.

 

شما چه گلی هستید؟

فروردین :گل رز

شما گاهی بدون فکر قبلی کاری را انجام می‌‌دهید. بسیار رک گو هستید و عاشق مسافرت! اشتیاق زیادی برای زندگی کردن دارید و پشتکارتان خوب است.

 

اردیبهشت :گل نسترن

 

فردی صبور و پرطاقت هستید و اراده بسیار قوی دارید. دوست دارید کارها را به آهستگی ولی به طور جدی انجام دهید. خجالتی هستید و قابل اعتماد. سعی می‌‌کنید از مشاجرات دوری کنید.

 

خرداد :گل یاس سفید

 

رفتار دوستانه‌‌ای دارید. رک گو و پرحرف بوده و همین امر به جذابیت شما می‌‌افزاید. مانند گل یاس، همیشه برای زنده کردن یک مجلس و معطر کردن آن حضور دارید. از رفتار بد دیگران سریع می‌‌گذرید. برای رفاقت ارزش زیادی قائلید.

 

تیر :گل بنفشه

 

زندگی همیشه برایتان شیرین نیست و زیاد با فراز و فرودهای آن مواجه می‌‌شوید. به جای داشتن درآمد جزیی به فکر درآمدهای کلان هستید. ذهن خلاقی دارید و به دنبال فعالیتهای خلاقانه هستید. در خانه بیشتر از همه جا احساس امنیت و آرامش می‌‌کنید.

 

مرداد :گل شب بو

 

فردی بامحبت، خونگرم، دلسوز اما کمی عصبی هستید. غالباً از کمبود اعتماد به نفس رنج می‌‌برید و کمی نیز احساس ترس در شما دیده می‌‌شود. برخی اوقات مردم از اخلاق خوب شما سوء استفاده می‌‌کنند.

 

شهریور :گل داوودی

 

جدی، متفکر و تا حدی اندیشمند هستید. در کارهایتان سرسختی و سماجت داریدو این مسأله گاهی به ضرر شما تمام می‌‌شود. به رغم آنکه شخص مهربانی هستید اما برخی اوقات رگه‌‌های نامهربانی در شما نمایان شده که این مسأله دیگران را آزار می‌‌دهد.

 

مهر :گل زنبق

 

فرد مودبی هستید. به سرعت عصبانی می‌‌شوید ولی خیلی سریع به حالت اولیه باز می‌‌گردید. از زیبایی لذت می‌‌برید. فرد محبوبی هستید و سرشت سخاوتمندی دارید. میل زیادی برای زندگی در شما موج می‌‌زند و از انجام هرکاری لذت می‌‌برید.

 

آبان :گل ارکیده

 

به سرعت تصمیم می‌‌گیرید و در انجام کارهایتان سریع و چابک هستید. تغییرات شغلی شما را نمی‌‌ترساند که این موضوع یکی از برتری‌‌های شخصیت شماست. توانایی استثنائی در سازماندهی کارهایتان دارید.

 

آذر :گل مریم

احساساتی، صادق، باوفا، بشاش و خوش اخلاق هستید، اما اگر بخواهید می‌‌توانید همزمان روی دیگر سکه را نیز نشان دهید. خانه را تنها پناهگاه مطمئن زندگی می‌‌دانید. کمال طلب و تا حدی رویایی هستید که در برخی موارد این رگه‌‌های شخصیتی به کمک شما می‌‌آیند

دی :گل همیشه بهار

اهل رقابت و دوست بازی و قابل اعتماد و امین هستید و خیلی علاقه دارید وقت خود را بیرون از خانه بگذرانید. بسیار تودار و در واقع درون گرا هستید، از شادی دیگران شاد می‌‌شوید اما خود به سختی به آرزوهایتان دست مییابید.

بهمن :گل گلایل

باهوش هستید و می‌‌دانید چه می‌‌کنید. می‌‌خواهید همه امور مطابق میل شما باشد که البته گاهی می‌‌تواند به دلیل عدم توجه به نظر دیگران برایتان مشکل ساز شود. اما در مورد عشق صبور هستید. همواره اهدافی برای دستیابی دارید و واقعاً برای رسیدن به آنها تلاش می‌‌کنید.

 

اسفند: گل نرگس

مهربان، باگذشت و بسیار تودار هستید. به هیچ وجه خودخواه نیستید. همیشه بهترین را برای دیگران می‌‌خواهید. دوستانتان برایتان مهم هستند و قدر آنچه را که دارید می‌‌دانید. بین دوستان محبوب هستید و در خانواده نظر شما بر دیگران ارجحیت دارد.

 

گل شما چیه؟ 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸٩/۳/۳٠ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ توسط رضا نظرات ()

« امشب به قصه ی دل من گوش می کنی »

« فردا مرا چو قصه فراموش می کنی »

چون سنگ ها صدای مرا گوش می کنی

سنگی و ناشنیده فراموش می کنی

رگبار نو بهاری و خواب دریچه را

از ضربه های وسوسه مغشوش می کنی

دست مرا که ساقه ی سبز نوازش است

با بر گ های مرده هم آغوش می کنی

گمراه تر از روح شرابی و دیده را

در شعله می نشانی و مدهوش میکنی

ای ماهی طلایی مرداب خون من

خوش باد مستیت ، که مرا نوش میکنی

تو دره ی بنفش غروبی که روز را

بر سینه می فشاری و خاموش می کنی

در سایه ها ، فروغ تو بنشست و رنگ باخت

او را به سایه از چه سیه پوش می کنی؟

فروغ فرخزاد

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸٩/۳/٥ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ توسط رضا نظرات ()

B to fekr mikonam ~to k lahze lahzehaye omre mani

B to fekr mikonam~to k asheghane tarin tarane baraye mani

B to fekr mikonam ~b to.b toyi k bahar az negahe sarde mani

B to fekr mikonam~to k az tabare rohe mani

B to k har che daramo nadaram az ane tost~

Toyi k tanha tardid bodan va nabodan baraye tost

Tamame har che hast o nIST B estesnaye gham baraye to...boro!

Tamame har che hasto nist b estesnaye khande,Mesle hamishe,b man bede va farar kon....

va boro~!~

Dar in ghorobe khaste tabestan neshasteam va b to fek mikonam

Khabar daram k zendeyi

Vali to raftio man hamishe ,har 5 shanbe sare ghabrat gerye mikonam~

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳۸٩/٢/٢۸ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ توسط رضا نظرات ()

دیرگاهیست در این تنهایی
رنگ خاموشی در طرح لب است
بانگی از دور مرا می خواند
لیک پاهایم در قیر شب است.


رخنه ای نیست در این تاریکی
در و دیوار به هم پیوسته.
سایه ای لغزد اگر روی زمین
نقش وهمی است ز بندی رسته.


نفس آدم ها
سر به سر افسردست.
روزگاریست در این گوشه ی پژمرده هوا
هر نشاطی مردست .


دست جادویی شب
در به روی من و غم می بندد.
می کنم هر چه تلاش
او به من می خندد.


نقش هایی که کشیدم در روز
شب ز راه آمد و با دود اندود.
طرح هایی که فکندم در شب
روز پیدا شد و با پنجه زدود .


دیرگاهیست که چون من همه را
رنگ خاموشی ذر طرح لب است .
جنبشی نیست در این خاموشی
دست ها پاها در قیر شب است .

"سهراب سپهری"

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳۸٩/٢/٢۸ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ توسط رضا نظرات ()

مردی چهار پسر داشت. آنها را به ترتیب به سراغ درخت گلابی ای فرستاد که در فاصله ای دور از خانه شان روییده بود:

پسر اول در زمستان، دومی در بهار، سومی در تابستان و پسر چهارم در پاییز به کنار درخت رفتند.

سپس پدر همه را فراخواند و از آنها خواست که بر اساس آنچه دیده بودند درخت را توصیف کنند .

پسر اول گفت: درخت زشتی بود، خمیده و در هم پیچیده.

پسر دوم گفت: نه.. درختی پوشیده از جوانه بود و پر از امید شکفتن.

پسر سوم گفت: نه.. درختی بود سرشار از شکوفه های زیبا و عطرآگین.. و باشکوهترین صحنه ای بود که تابه امروز دیده ام.

پسر چهارم گفت: نه!!! درخت بالغی بود پربار از میوه ها.. پر از زندگی و زایش!

مرد لبخندی زد و گفت: همه شما درست گفتید، اما هر یک از شما فقط یک فصل از زندگی درخت را دیده اید! شما نمیتوانید درباره یک درخت یا یک انسان براساس یک فصل قضاوت کنید: همه حاصل انچه هستند و لذت، شوق و عشقی که از زندگیشان برمی آید فقط در انتها نمایان میشود، وقتی همه فصلها آمده و رفته باشند!

اگر در ” زمستان” تسلیم شوید، امید شکوفایی ” بهار” ، زیبایی “تابستان” و باروری “پاییز” را از کف داده اید!

مبادا بگذاری درد و رنج یک فصل زیبایی و شادی تمام فصلهای دیگر را نابود کند!

زندگی را فقط با فصلهای دشوارش نبین ؛

در راههای سخت پایداری کن: لحظه های بهتر بالاخره از راه میرسند!

نوشته شده در شنبه ۱۳۸٩/٢/۱۱ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ توسط رضا نظرات ()

 

hich kas hich nagoft zendegi chist chera miayad
bad az in chand sabah  be koja bayad raft
ba kodamin  toshe  be safar  bayad raft
man naporsidam hich hich  kas hich nagoft
kodaki raft  , be feraghat , be neshat
faregh az niko  bado margo hayat
na tafakor  na ta amogh  va na andishe dami
omr bogzasht be bihaseli o maskharegi
che  tavani  ke ze kaf dadam moft
an  kasani ke nemidanestand
zendegi yani che

rahnemayam bodand
omreshan tey  migasht
bihode ma migoftand
bihode mara migoftand
ke cho anha basham
ke cho anha basham
ke cho anha daem fekre khordan basham
fekre gashtan basham  fekre yek zendegiye bi janjal
fekre hamsar basham
kas  mara hich nagoft zendegi dashtane servat nist
zendegi dashtane hamsar nist
zendegi kardan  fekre khod bodan  va ghafel az in jahan bodan nist
hal mipendaram  hadaf az zistan in ast rafigh
man shodam khalgh ke mosmer basham
na chenin zaedo  bi josho khorosh
omr bar bado  be hasrat khamosh
man shodam khalgh ke ensan basham
yeksad  afsos  ke chon omr gozasgt
maniash mifahmam  va za khod miporsam
nesfe rozat gom shod be che tartib gozasht
kodaki dar gheflat
nojavani shahvat
dar koholat hasrat
be zabani digar
kodaki bihasel
nojavani ghafel
vaghte piri batel
va sad afsos ke chon omr gozasht

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸٩/٢/۸ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ توسط رضا نظرات ()



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت