تو مرا بردی به شهر یادها

من ندیدم خوش‌تر از جادوی تو،

ای سکوت ای مادر فریادها

گم شدم در این هیاهو گم شدم،

تو کجایی تا بگیری داد من؟

گر سکوت خویش را می‌داشتم،

زندگی پر بود از فریاد من!


/ 12 نظر / 58 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهار

وبلاگت خوشکله[گل][گل]

z0hre

▬▬▬▬▬▬▬▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬▬▬▬▬▬▬▬ … من هر جا بمانم مثل آب راکد میگندم باید مسافر بود و همیشه در راه بود هیچ شهری آخرین شهر نیست و هیچ چشمه ای آخرین چشمه نیست من مرد راه و سفرم ولگرد و کوله بار بردوش…! نادر ابراهیمی ▬▬▬▬▬▬▬▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬▬▬▬▬▬▬▬ ✾◕ ‿ ◕✾   آپــــــم مهــــربـــان ✾◕ ‿ ◕✾

احمد فرقدان

جنگیدن با دشمنی که از او نفرت داری آسان است، سخت، جنگ با آنانی است که دوستشان داری. اینجاست که شجاعت معنا می‌یابد. کی خسرو - آرش حجازی

مارال

آن شب که شد زندگی ما آغاز ، آغاز شد افسانه ی این سوز و گداز ، دادند به ما دلی گفتند بسوز ، دیدند که سوختیم گفتند بساز .[گل]

مروارید

سلام اقا رضای گل من نگفتم یهویی حس آپ اومدش خبر بدین بهم؟ من تازه اومدم وبلاگ دوستان سر می زنم من بی وفام شما دیگه چرا فراموش کردین!!!!!!!!!!!!![قهر] آهنگت محشره خیلی خوشم میاد از این آهنگ [گل][گل][گل]

خزان

حال دنیا را چو پرسیدم، من از فرزانه ای گفت یا باد است، یا خواب است یا افسانه ای گفتم آنها را چه می گویی، که دل بر او نهند گفت یا مستند، یا کورند، یا دیوانه ای گفتم از احوال عمرم گو که بازم، عمر چیست ؟ گفت یا برق است یا شمع است یا پروانه ای [گل]

ayda

"هست" را اگر قدر ندانی میشود "بود " و چه تلخ است "هستی" که "بود" شود و "دارمی" که "داشتم"

بهاره

مردم عوض شدن،زمونه عوض شده،میدونی،این روزها وقتی با یه نفر دست میدی بعدش باید انگشتات رو هم بشماری و ببینی که هر 5 تا رو پس گرفتی یا نه!.

پارسا

قلب، مهمانخانه نيست که آدم‌ ها بيايند دو سه ساعت يا دو سه روز توی آن بمانند و بعد بروند. قلب، لانه‌ ی گنجشک نيست که در بهار ساخته بشود و در پاييز باد آن را با خودش ببرد. قلب، راستش نمی دانم چيست؟ اما اين را می دانم که فقط جای آدمهای خيلی خيلی خوب است! برای همیشه…