گلایه

برای رسیدن به تو

پا پیش گذاشتم

خــودم را قسمـت کــردم

تو را سهم تمام رویاهایم کردم

انصــاف نبــود

تو که میدانستی با چه اشتیاقی

خــودم را قسمـت میکنـم 

پس چرا؟

زودتـر از تکـه تکـه شدنـم

جوابــم نکــردی

خیلـی دیـر بـود

خیلـی دیـــــــــر ....

/ 29 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پارسا

من تنهام تو که قهری باهام نمونده تو سینت عشقی برام حالا من اسیر فاصله هام بهم زدی عشقتو با من تصمیمتو گرفتی نامرد حالا من هنوز چشم برام.

پارسا

ممکنه مسخره به نظر بیاد ولی واقعا اتفاق میافته!می خوای صورت کسی رو که واقعا دوست داره ببینی؟اینو به 10 نفر بفرست بعد برو به ادرس http://amour-en-portrait.ca.cx/(این یه بازی فرانسویه)صورت کسی که دوست داره ظاهر میشه خطر سوپریز شدن!(تقریبا 90%شبیه)من خواستم این بازیو دور بزنم مستقیما رفتم به اون ادرس گفت اینطوری نمیشه باید به10نفر بفرستیش نمیدونم چه طوری فهمید....

پارسا

سیب را چیدم نه از روی وسوسه ای خام سیب را چیدم زیرا ایمان داشتم با تو تمام عالم بهشت است نمیدانستم حواهای زمین هواءیت میکنند حال برای دوباره آدم شدنت میکوشم تا شاید این بار بدون تکرار وسوسه بی چیدن سیب از این دنیا با هم رانده شویم »»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»» سلام آپم و منتظر.

Elena

و گاهی لــحظه های ســــکوت پــر هیاهو ترین دقـایق زندگی هستند مــملو از آنــــــچـــه مــــی خواهیم بـگوییم ولی نــمی توانیم بگوییم .. آپم بهم سربزن رفیق..

neda

ما انسانها مثل مداد رنگی هستیم شاید رنگ مورد علاقه یکدیگر نباشیم اما روزی برای کامل کردن نقاشیمان دنبال هم خواهیم گشت!

پارسا

از پس پرده نگاه کن، مثله شطرنجه زمونه هرکسی مثله یه مهره توی این بازی می مونه یکی مثله ما پیاده، یکی صد ساله سواره یه نفر خونه به دوشه، یکی دو تا قلعه داره یه طرف همه سیاه و یه طرف همه سفیدن رو به روی هم یه عمره ما رو دارن بازی می دن ____________________________________________________ ســـــــلام آپــــــــــــم منتـــــظرم

خزان

دنگ...،دنگ... ساعت گیج زمان در شب عمر می زند پی در پی زنگ. زهر این فکر که این دم در گذر است می شود نقش به دیوار رگ هستی من لحظه ام پر شده از لذت یا به زنگار غمی آلوده است لیک چون باید این دم گذرد پس اگر می گریم گریه ام بی ثمر است و اگر می خندم خنده ام بیهوده است .[گل]

sanam

ghashang bood

mahtab

هرچه مینویسم ناخوانده می ماند، تازه آنها هم که می خوانند نمی فهمند